أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

488

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سعيد براى بار چهارم در ششم ذىحجهء سال 1116 برقرار شد . شريف عبدالكريم چندى در وادى مر بود و پس از آن در 15 ذى حجه راهى العمره شد و از آنجا به ذى طوى آمد . در آنجا بود كه دو سپاه گرفتار نبردى سهمگين شدند ، به طورى كه نزديك بود عبدالكريم جنوب غربى مكه را تا سوق الصغير در تصرف بگيرد . اما با رسيدن جماعت ترك‌هاى انكشارى در حمايت از سعيد ، عبدالكريم از آنجا بيرون رانده شد . شريف سعيد پنج ماه را در اين وضعيت آشوب زده حكومت كرد ، در حالى كه مكه يكسره شاهد مصيبت‌ها و فتنه‌ها و گرانىهاى غير قابل تحمل بود . آنگاه شايع گرديد كه مصر فرمانى از بابعالى دريافت كرده است كه ضمن آن سعيد عزل شده و عبدالكريم امير گشته است . اين خبر سبب بالا گرفتن بحران شد . اين مطلب چيز تازه‌اى نبود . پيش از اين ديديم كه صنجق جده نامه‌اى در جهت تأييد عبدالكريم فرستاده بود كه والى مصر آن را با تأخير به بابعالى ارسال كرد و نامه‌اى ديگر در جهت تأييد سعيد فرستاد و همين امر سبب شده بود تا ابتدا فرمان نصب سعيد بر اساس آنچه والى مصر مىخواست ، صادر شد . مدتى بعد نامهء صنجق جده به بابعالى رسيد كه در آن تأييد عبدالكريم خواسته شده بود و اين همان چيزى بود كه سليمان پاشا صنجق جده خواستارش بود . « 1 » نبرد در مسجد اين اخبار و شايعات در بارهء عزل شريف ، به او رسيد و در كار خود مردد و گرفتار گيجى شد و دانست كه كار صنجق جده است . شريف كه خشمش به جوش آمده بود بردگان و سپاهش را بسيج كرد تا خانهء صنجق جده را در مكه به محاصره درآورند . سپس در پى قاضى فرستاده ، از او خواست صنجق را بخواهد تا در حضور قاضى عليه او اقامهء دعوا كند ، اما صنجق حاضر به آمدن نشده گفت كه شهر گرفتار فتنه و بحران است . قاضى

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .